بازم نینی پارتی
عزیزکم ماشالا اینقدر شیطون شدی که گاهی نمیرسم شام بپزم،چه برسه به وبلاگ آپ کردن
البته از بس که ماه و شیرینی اصلا خسته نمیشم،فقط تو ماه گذشته ۲هفته خیلی بد مریض بودی و ۸۰۰گرم لاغر شدی،بمیرم برات...حالا که خوبی،بهتر غذا میخوری،داری یکم تپلی میشی...
و اما،۵شنبه ۶اسفند بازم نینی پارتی بودیم و خیلی هم خوش گذشت ![]()

این بار رفتیم خونه سروش جونی،زیادی هم زود رسیدیم،واسه همین حسابی با وسایل سروش عسلی بازی کردیو رو صندلی ش هم کلی سخنرانی کردی

متاسفانه عکس کامل با همه بچهها نداری،ولی این ۲تا عکس حاکی از عشق و حال اون روزتونه و البته منفجر کردن خونه فاطمه جون


خلاصه که مثل همیشه خیلی بهمون خوش گذشت...اینم عکس موقع خداحافظی


و اندر احوالت گل پسری باید بگم: عشق لباس شستنی و عین من که با ماشین لباس شویی خودت کار میکنم،همش در حال رخت شستنی..
![]()
+ نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۲/۱۶ ساعت 21:13 توسط مامان آرزو
|